روز داد بر ستمگر سخت‏تر است از روز ستم بر ستم بر ، . [نهج البلاغه]
مشهد وبلاگ

قسمت اول


بسم رب الحیدر


با عرض سلام خدمت همه دوستان و بازدید کنندگان محترم. اگر در چند روز گذشته با ما همراه بودید متوجه میشدید که چرا این بحث مطرح شد. اگر شما مدت کمی با اهل تسنن بحث کرده باشید حتما از شما این سوال شده است که اگر رابطه حضرت علی علیه السلام با خلفا بد بوده پس چرا حضرت دختر خود را به عمر بن خطاب داده اند.؟ این سوالی است که اکثر قریب به اتفاق اهل تسنن برای خوب جلوه دادن خلفا از اهل تشیع سوال می کنند. بعد از طرح سوال به اینجانب سعی بر آن شد تا دلایلی برای این سوال مطرح شود. بعد از تحقیقات به سایتی به نام موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر عج که قبلا سابقه آشنایی داشتم برخوردم که به طور جامع و مانع در مقاله ای به این بحث پرداخته بود. با یک دور نگاه کردن متوجه شدم که بسیار کامل است. مطلب را در وبلاگ خود همانطور که ملاحظه می کنید گذاشتم تا همه متوجه شوند که ازدواج عمر با دختر شیر خدا افسانه ای بیش نیست و دلایل آن را به تفصیل در ذیل آورده ام که این افسانه ابتدا در زمان بنی امیه اتفاق افتاد. اینک به بررسی موضوع می پردازیم:


 حتما ما بقی را بخوانید و به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 7:26 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد

قسمت دوم


محور دوم : اهانت به ناموس رسول خدا


اهل سنت برای این‌که ازدواج عمر و ام کلثوم را ثابت کنند ، روایات ساختگی فراوانی را نقل کرده‌اند که از شنیدن و خواندن آن‌ها عرق شرم از پیشانی‌ انسان جاری می‌شود .


ما از اهل سنت می‌پرسیم : اثبات حسن روابط به چه قیمتی ؟ آیا این قدر ارزش دارد که چنین روایاتی جعل و چنین تعابیر زشت و زننده‌ای مطرح کنند ؟


ازدواج ام کلثوم با عمر عوارضی دارد که کمترین عارضه آن اهانت به ناموس رسول خدا است ، آیا شما این عوارض را می‌پذیرید ؟


ابن حجر عسقلانی که یکی از استوانه‌های علمی اهل سنت و حافظ علی الاطلاق آن‌ها است ،‌ در کتاب الاصابة نقل می‌کند :


عن محمد بن علی أن عمر خطب إلى علی ابنته أم کلثوم فذکر له صغرها فقیل له إنه ردک فعاوده فقال له علی أبعث بها إلیک فإن رضیت فهی امرأتک فأرسل بها إلیه فکشف عن ساقها فقالت مه لولا إنک أمیر المؤمنین للطمت عینیک.


الاصابه، ج8، ص464 .


از محمد بن علی روایت شده است که عمر ام کلثوم را از علی (علیه السلام) خواستگاری کرد ، امام خردسال بودن او را یادآوری کرد . به عمر گفته شد : علی تو را بی‌پاسخ گذاشته است ، دوباره نزد وی برو . امام علی علیه السلام فرمود : من ام کلثوم را به نزد تو می‌فرستم ، اگر خوشت آمد ، او را به همسری خود انتخاب کن . امام علیه السلام ام کلثوم را نزد عمر فرستاد ، عمر ساق پای ام کلثوم را برهنه کرد ! ام کلثوم فرمود : اگر خلیفه نبودی چشمت را کور می‌کردم !


 حتما ما بقی را بخوانید و به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 7:24 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد

قسمت سوم


ابن حبان در صحیحش و نسائی در سننش می‌نویسند :


عن عبد الله بن بریدة عن أبیه قال خطب أبو بکر وعمر رضى الله عنهما فاطمة فقال رسول الله صلى الله علیه وسلم إنها صغیرة فخطبها على فزوجها منه.


سنن النسائی ،‌ ج 6 ،‌ ص62 و خصائص أمیر المؤمنین (ع) ، النسائی ، ص 114 و صحیح ابن حبان ، ابن حبان ، ج 15 ، ص 399 و...


عبد الله بن بریده از پدرش نقل می‌کند که ابوبکر و عمر از فاطمه خواستگاری کردند ، پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم به آن‌ها فرمود : فاطمه خردسال است ، سپس علی علیه السلام خواستگاری نمود ، پیامبر او را به ازدواج علی علیه السلام درآورد .


حاکم نیشابوری بعد از نقل این حدیث می‌گوید :


هذا حدیث صحیح على شرط الشیخین ولم یخرجاه .


المستدرک ، ج 2 ،‌ ص167.


این حدیث ، طبق شرائطی که بخاری و مسلم در صحت روایت قائل بودند ، صحیح است ؛ اما آن‌ دو نقل نکرده‌اند .


پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می‌خواست بگوید که شما دو نفر از نظر سنی با حضرت زهرا تناسبی ندارید و تناسب سنی در ازدواج ضروری است . و از آن‌جایی که امام علی علیه السلام از هر نظر با حضرت زهرا هم کفو بودند ،پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله وسلم بلا فاصله به او پاسخ مثبت داد .


متقی هندی می‌نویسد :


خطب أبو بکر وعمر فاطمة إلى رسول الله صلى الله علیه وسلم فأبى رسول الله صلى الله علیه وسلم علیهما .


کنز العمال ، المتقی الهندی ، ج 13 ، ص 114 .


ابوبکر و عمر فاطمه را از رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم خواستگاری کردند ، آن حضرت نپذیرفت .


و همچنین هیثمی می‌نویسد :


عن حجر بن عنبس ، فقال : خطب أبو بکر وعمر رضى الله عنهما فاطمة رضى الله عنها فقال النبی صلى الله علیه وسلم هی لک یا على . رواه الطبرانی ورجاله ثقات .


مجمع الزوائد ، ج 9 ، ص204 و أسد الغابة ، ابن الأثیر ، ج 1 ، ص 386 و ج 5 ، ص 520 و المعجم الکبیر ، الطبرانی ، ج 4 ، ص 34 و مجمع الزوائد ، الهیثمی ، ج 9 ، ص 204 و ... .


 حتما ما بقی را بخوانید و به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 7:24 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد

قسمت چهارم


سؤال ما از اهل سنت این است که چه تناسبی بین ام کلثوم هفت ساله و عمر بن خطاب پنجاه و هفت ساله وجود داشته است ؟ ام کلثوم چه گناهی کرده است که مجبور است با یک پیرمرد شصت ساله ازدواج کند ؟


وقتی که ابوبکر و عمر از مادرش حضرت زهرا سلام الله علیها خواستگاری کردند ، پیامبر عدم تناسب سنی را دلیل بر رد خواستگاری آن‌ها دانست ، آیا این تناسب سنی ، بعد از سال‌ها بین کوچکترین فرزند حضرت زهرا و شیخین به وجود آمده بود ؟


امیر المؤمنین علیه السلام ، چون موافق با این ازدواج نبود ، عین همان سخن پیامبر را که در هنگام خواستگاری از حضرت زهرا علیها السلام در پاسخ آن دو فرموه بود ، بیان کرده و می‌گوید :


ام کلثوم هنوز خردسال است .


جالب این است که عمر بن خطاب خودش با ازدواج پیرمردان با دختران جوان مخالف بوده است . ابن عساکر در تاریخ المدینة می‌نویسد :


أتى عمر بن الخطاب بامرأة شابة زوجوها شیخاً کبیراً فقتلته فقال: أیها الناس اتقوا الله ولینکح الرجل لمته من النساء ، ولتنکح المرأة لمتها من الرجال یعنی شبهها .


تاریخ المدینة ، ج2، ص 769 ، کنز العمال ، ج15، ص 716، ح 42857 .


زنی جوانی را که با پیرمردی ازدواج کرده بود و سپس شوهرش را کشته بود ، نزد عمر آوردند ، عمر گفت: ای مردم از خدا بترسید ،‌ هر مردی باید بازنی همسان خودش (هم کفو خودش ) ازدواج کند و هر زنی نیز باید با مردی ازدواج کند که همسان او هست .


آیا این عمل مصداق این آیه نمی‌شود :


أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبرِِّ وَ تَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَ أَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَ فَلَا تَعْقِلُون‏ البقرة /44 .


آیا مردم را به نیکى دعوت مى‏کنید ؛ اما خودتان را فراموش مى‏نمایید ؛ با این که شما کتاب (آسمانى) را مى‏خوانید ! آیا نمى‏اندیشید ؟ !


و همچنین سرخسی حنفی از بزرگان اهل سنت در کتاب المبسوط می‌نویسد :


وبلغنا عن عمر رضی الله عنه أنه قال لأمنعن النساء فروجهن الا من الأکفاء ... وفیه دلیل أن الکفاءة فی النکاح معتبرة .


المبسوط ، السرخسی ، ج 4 ، ص 196 .


از عمر روایت شده که می‌گفت : من از ازدواج زنان جلوگیری می‌کنم ؛ مگر این که با همتای او ( هم کفو او) باشد و این دلیل بر این است که در ازدواج همتا بودن معتبر است .


 حتما ما بقی را بخوانید و به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 7:23 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد

قسمت پنجم


...ز این‌ها که بگذریم ، مهم اخلاق و رفتار عمر با خانواده اش است که همین اخلاق ، او را در بسیاری از خواستگاری‌ها با شکست مواجه کرده است . ما به چند نمونه اشاره می‌کنیم .


طبری و ابن أثیر ، دو تاریخ نویس معروف اهل سنت می‌نویسند :


وخطب أم کلثوم ابنة أبی بکر الصدیق إلى عائشة فقالت أم کلثوم : لا حاجة لی فیه إنه خشن العیش شدید على النساء . فأرسلت عائشة إلى عمرو ابن العاص فقال : أنا أکفیک . فأتى عمر فقال : بلغنی خبر أعیذک بالله منه . قال : ما هو ؟ قال : خطبت أم کلثوم بنت أبی بکر . قال : نعم ، أفرغبت بی عنها أم رغبت بها عنی ؟ قال : ولا واحدة ولکنها حدثة نشأت تحت کنف أمیر المؤمنین فی لینی ورفق ، وفیک غلظة ، ونحن نهابک وما نقدر أن نردک عن خلق من أخلاقک فکیف بها .


الکامل فی التاریخ ، ابن الأثیر ، ج 3 ، ص 54 – 55 و تاریخ الطبری ، ج 3 ، ص 270 .


عمر بن خطاب ابتدا به خواستگارى ام کلثوم دختر ابوبکر رفت ، عایشه این پیشنهاد را با خواهرش مطرح کرد . در پاسخ گفت : مرا با او کارى نیست . عایشه گفت : آیا امیرالمؤمنین را نمى خواهى ؟ گفت : آرى نمى خواهم ، او در زندگى سخت و خشن و با زنان تندخو و بد رفتار است .


عایشه کسى را نزد عمرو عاص فرستاد و ماجرا را برای او بازگو کرد . عمرو عاص گفت : من ماجرا را درست مى کنم ، آن گاه نزد عمر رفت و گفت : اى امیر مؤمنان خبرى شنیده ام که خدا کند درست نباشد ، عمر گفت : چیست ؟ گفت : ام کلثوم دختر ابوبکر را خواستگاری کرده‌ای ؟ گفت : بله ، مرا براى او نمى‌پسندى یا او را براى من نمى‌پسندى ؟ گفت : هیچکدام ، ولى او نوسال است و در سایه ام المؤمنین عایشه با ملایمت و مدارا بزرگ شده و تو تندخویى و ما از تو مى ترسیم و نمى توانیم هیچیک از عادات تو را بگردانیم ... و من بهتر از او را به تو نشان مى دهم : ام کلثوم دختر على بن ابیطالب را...»


اخلاق بد عمر آن قدر معروف بوده است که حتی دختران خردسال از آن آگاه بوده اند .


و جالب این است که عمر سخن عمروعاص را می‌پذیرد تا مبادا با اخلاق بد خود روح ابوبکر را آزرده باشد ؛ اما به خود جرأت می‌دهد که به پیشنهاد عمروعاص ناصبی به خواستگاری دختر رسول خدا برود . آیا رعایت حق ابوبکر لازم ؛ اما رعایت حق رسول خدا لازم نیست ؟


 حتما ما بقی را بخوانید و به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 7:21 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد

قسمت ششم


محور هشتم : ازدواج با تهدید و زورگویی


در کتاب‌های شیعه نیز روایاتی در این باب وجود دارد ؛ اما با بررسی تک تک آن‌ها متوجه خواهیم شد که این روایات نه تنها روابط حسنه میان حضرت امیر علیه السلام با عمر بن خطاب را ثابت نمی کند ؛ بلکه نشانگر روابط زورمدارانه و رسیدن به اهداف از راه توسل به زور می باشد .


مرحوم کلینی رضوان الله تعالی علیه در کتاب کافی این روایات را نقل می‌کند :


1 . مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ هِشَامِ بْنِ سَالِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ لَمَّا خَطَبَ إِلَیْهِ قَالَ لَهُ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ إِنَّهَا صَبِیَّةٌ قَالَ فَلَقِیَ الْعَبَّاسَ فَقَالَ لَهُ مَا لِی أَ بِی بَأْسٌ قَالَ وَ مَا ذَاکَ قَالَ خَطَبْتُ إِلَى ابْنِ أَخِیکَ فَرَدَّنِی أَمَا وَ اللَّهِ لَأُعَوِّرَنَّ زَمْزَمَ وَ لَا أَدَعُ لَکُمْ مَکْرُمَةً إِلَّا هَدَمْتُهَا وَ لَأُقِیمَنَّ عَلَیْهِ شَاهِدَیْنِ بِأَنَّهُ سَرَقَ وَ لَأَقْطَعَنَّ یَمِینَهُ فَأَتَاهُ الْعَبَّاسُ فَأَخْبَرَهُ وَ سَأَلَهُ أَنْ یَجْعَلَ الْأَمْرَ إِلَیْهِ فَجَعَلَهُ إِلَیْهِ .


هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل می‌کند که آن حضرت فرمود : زمانی که عمر بن الخطاب از ام کلثوم خواستگاری کرد ، امیر المؤمنین به او فرمود : ام کلثوم خردسال است . امام صادق می‌فرماید : عمر با عباس ملاقات کرد و به او گفت : من چگونه ام ، آیا مشکلی دارم ؟ عباس گفت : تو را چه شده است ؟ عمر گفت : از برادر زاده‌ات دخترش را خواستگاری کردم ، دست رد بر سینه‌ام زد ، قسم به خدا چشمه زمزم را پر خواهم کرد ، هیچ کرامتی را برای شما نمی‌گذارم ؛ مگر این که آن را از بین ببرم ، دو شاهد بر می‌انگیزم که او سرقت کرده و دستش را قطع خواهم کرد . عباس به به نزد امیر المؤمنین علیه السلام آمد ، او را از ماجرا با خبر ساخت و از او درخواست کرد که تصمیم در این باره را بر عهده او نهد ، حضرت امیر نیز مسأله ازدواج را به عهده عباس گذاشت .


 حتما ما بقی را بخوانید و به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 7:0 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد

قسمت هفتم


محور نهم : بررسی روایات اهل تسنن :


روایات زیادی از طریق اهل سنت در باره این ازدواج وارد شده است که تمامی این روایات از نظر سندی مشکل دارند و نیز آن قدر با هم تعارض دارند که هرگز قابل جمع نیستند . حضرت آیت الله میلانی در کتاب « تزویج ام کلثوم من عمر » تمامی این روایات را بررسی و رد کرده است . از آن‌جایی که هدف ما بر خلاصه نویسی است‌ ، از بررسی باقی روایات خودادری می‌کنیم و فقط یک روایت را که بخاری در صحیحش نقل کرده ، بررسی خواهیم کرد که اتفاقا تنها روایتی که اهل سنت می‌توانند ادعا کنند که از نظر سندی مشکلی ندارد ، همین روایت است ؛ اما ما ثابت خواهیم کرد که حتی همین روایت نیز نمی‌تواند اهل سنت را به مقصودشان برساند . بخاری می‌نویسد :


حَدَّثَنَا عَبْدَانُ، أَخْبَرَنَا عَبْدُ اللَّهِ، أَخْبَرَنَا یُونُسُ، عَنِ ابْنِ شِهَاب [ زهری ]، قَالَ ثَعْلَبَةُ بْنُ أَبِی مَالِک إِنَّ عُمَرَ بْنَ الْخَطَّابِ رضى الله عنه قَسَمَ مُرُوطًا بَیْنَ نِسَاء مِنْ نِسَاءِ الْمَدِینَةِ، فَبَقِیَ مِرْطٌ جَیِّدٌ فَقَالَ لَهُ بَعْضُ مَنْ عِنْدَهُ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ أَعْطِ هَذَا ابْنَةَ رَسُولِ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم الَّتِی عِنْدَکَ .


یُرِیدُونَ أُمَّ کُلْثُوم بِنْتَ عَلِیّ. فَقَالَ عُمَرُ أُمُّ سَلِیط أَحَقُّ. وَأُمُّ سَلِیط مِنْ نِسَاءِ الأَنْصَارِ، مِمَّنْ بَایَعَ رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه وسلم. قَالَ عُمَرُ فَإِنَّهَا کَانَتْ تَزْفِرُ لَنَا الْقِرَبَ یَوْمَ أُحُد. قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ تَزْفِرُ تَخِیطُ.


کتاب الجهاد والسیر، ب 66 ، باب حَمْلِ النِّسَاءِ الْقِرَبَ إِلَى النَّاسِ فِی الْغَزْوِ ، ح2881 .


ثعلبة بن مالک می‌گوید : عمر ، لباس یا روسری‌هایی را بین زنان مدینه تقسیم می‌کرد ، یکی از لباس‌های ارزشمند باقی مانده بود ، گفتند این سهم دختر پیامبر است که نزد تو است . مقصود دختر علی (علیه السلام) بود . عمر گفت : ام سلیط که از زنان مدینه بود سزاوارتر است ؛ زیرا او در روز احد مشک‌های پاره را وسله می‌زد و می‌دوخت .


در سند این روایت شهاب الدین زهری وجود دارد که :


 حتما  به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 6:33 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد

قسمت هشتم


زهری از مدلسین بوده است :


رابعاً : زهری از مدلسین بوده است ؛ چنانچه ابن حجر عسقلانی در کتاب « تعریف اهل التقدیس بمراتب الموصوفین بالتدلیس » ، ص109 ، شماره 102/36 ، زهری را در مرتبه سوم از مدلسین قرار داده و در تعریف این مرتبه از مدلسین گفته است :


الثالثة : من أکثر من التدلیس فلم یحتج الأئمة من أحادیثهم إلا بما صرحوا فیه بالسماع ، ومنهم من رد حدیثهم مطلقا .


از طرف دیگر علمای اهل سنت تدلیس و مدلسین تقبیح کرده و تدلیس را برادر کذب دانسته‌اند ؛ چنانچه خطیب بغدادی در الکفایة فی علم الروایة از قول شعبة بن حجاج می‌نویسد :


عن الشافعی ، قال: «قال شعبة بن الحجاج: التدلیس أخو الکذب... وقال غندر: سمعت شعبة یقول : التدلیس فی الحدیث أشد من الزنا ، ولأن أسقط من السماء أحب إلی من أن أدلس... المعافى یقول: سمعت شعبة یقول : لأن أزنی أحب إلی من أن أدلس .


تدلیس ، برادر دروغ است . غنذر می‌گوید : از شعبه شنیدم که می گفت : تدلیس در حدیث از زنا بدتر است ، من از آسمان سقوط کنم برایم بهتر از این است که تدلیس کنم . معافی می‌گوید : از شعبه شنیدم که می‌گفت : من زنا کنم ، بهتر از این است که تدلیس کنم .


و در ادامه می‌نویسد :


«خرّب الله بیوت المدلّسین، ما هم عندی إلا کذابون» و«التدلیس کذب»


الکفایة فی علم الروایة ، ص‏395، دار الکتاب العربی بیروت .


خداوند ، خراب کند خانه تدلیس کنندگان را ، آن‌ها در نزد من جز دروغ نیستند . تدلیس همان دروغ است .


آیا بازهم می‌توان به روایت زهری اعتماد کرد ؟


 حتما ما بقی را بخوانید و به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب...

غلام حیدر ::: شنبه 29/4/1387::: ساعت 6:20 عصر
عاشقان علی: لعنت به دومی فرستاده شد


لیست کل یادداشت های این وبلاگ

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 2
بازدید دیروز: 41
کل بازدید :5289

>> درباره خودم <<
مشهد وبلاگ
غلام حیدر[44]
چی بنویسم.... مگه یک بچه شیعه هدف از ایجاد وبلاگش چیه... خوب معلومه دیگه ..... واقعیات مذهب یا بهتر بگم دین خود.... پاسخ به شبهات..... و یکی از چیزهایی که در قرآن آمده به نام تولی و تبری... همین دیگه.... یا علی

>> پیوندهای روزانه <<

>>آرشیو شده ها<<

>> موضوعات وبلاگ <<

>>لوگوی وبلاگ من<<
مشهد وبلاگ

>>لینک دوستان<<

>>لوگوی دوستان<<






















>>اشتراک در خبرنامه<<

نام:

ایمیل:

 

>>طراح قالب<<